بیا ادامه ..
....
اردیبهشت ۱۴۰۰ زنی ۲۹ساله در یک اختلاف خانوادگی، خواهر ۳۶ ساله خود را در آشتیان به قتل رساند. ماجرا از این قرار بود که خواهر کوچکتر در خانه با خواهر بزرگتر درگیر شده و او را یک ضربه چاقو از پا در میآورد. خواهر که به شدت مصدوم شده به بیمارستان برده میشود، اما از شدت خونریزی در بیمارستان جان میدهد. اگرچه خواهر کوچکتر میگوید در یک لحظه دچار جنون شده و ضربه چاقو را زده است و بازداشت میشود.
میگویند خواهر، دلسوز خواهر است. میگویند خواهر گاهی مثل مادر پشت خواهر دیگر است. به هرکسی میرسی، میگوید کاش یک خواهر داشتم، خواهر مراقب آدم است، اما وای به وقتی که این معادله عوض شود. خواهر دیگر دلسوز نباشد. پای حسادت و کینه به میان بیاید. از خواهر هم قاتل ساخته میشود. داستان «آبجیخانم» صادق هدایت را خواندهاید. حسادت به خواهر کوچکتر به قدری خواهر بزرگتر را آزار داد که دست از جان خودش شست! جرقه خواهرکشی از کجا آمد؟
به گزارش هفت صبح، پروندهای در دادگاه کیفری هفته گذشته که یک زن و مرد با یکدیگر تبانی کرده و خواهر کوچکتر و ناتنیشان را به قتل رساندند. این پنج پرونده جنایی خواهرکشی است که انگار قاتلها دلسوزی خواهرانه را فراموش کردهاند!
یک: خواهرکشی وحشتناک در مشهد: اعتراف به این قتل دقیقا در پنجم دی ماه سال گذشته توسط خواهری قاتل در مشهد اتفاق افتاد. بامداد سهشنبه سی ام آذر سال گذشته، چند تن از رهگذران در خیابان ارشاد مشهد شعلههای آتشی را دیدند که در حاشیه فضای سبز زبانه میکشید. آنها وقتی به طرف شعلههای آتش رفتند ناگهان با جسد انسانی روبهرو شدند که در حال سوختن بود! جسد مربوط به زنی حدود ۶۰ تا ۶۵ساله بود که پارچه پردهای به دور سرش پیچیده شده و چسب نواری پهن اطراف آن گره خورده بود.
کلاه کشی سفیدرنگی نیز درون دهان زن میانسال قرار داشت که نشان میداد عامل یا عاملان جنایت، او را خفه کردهاند. از سوی دیگر نیز لباسهای منزل و تیشرت نیمه سوخته با نوشتههای لاتین بیانگر آن بود که جنایت در یک منزل مسکونی رخ داده و سپس عاملان این قتل فجیع، جسد را به محل کشف انتقال داده و رها کردهاند. روزنامه خراسان عامل قتل و سوزاندن جسد زن میانسال را خواهر مقتول عنوان میکند.
زن ۴۵ساله و خواهر کوچکتر مقتول، اعتیاد شدیدی به مواد مخدر صنعتی از نوع شیشه دارد و اعتراف میکند، شوهرم در یکی از کارخانههای نوشابه کار میکند و درآمدش برای تامین هزینههای زندگی کافی نبود چرا که او زن دیگری را هم به عقد خودش درآورده و باید مخارج او را نیز میپرداخت. از سوی دیگر هم من به مواد مخدر اعتیاد دارم و این پولها کفاف تامین هزینهها را نمیداد به گونهای که خواهرم (مقتول) مخارج تحصیل دخترم در دانشگاه را میپرداخت تا مشکلی برای ادامه تحصیل نداشته باشد.
خواهرم بعد از مرگ همسرش به عقد موقت جوانی دیگر درآمده بود و همه حقوق و درآمدش را برای همسرش هزینه میکرد و من از این موضوع بسیار رنج میکشیدم که چرا به اندازهای که برای آن جوان خرج میکند به من پول نمیدهد؟ تا این که خواهرم دو شب قبل از قتل به خانه من آمد و مهمانم شد. او را نصیحت کردم که پول بیشتری به من کمک کند! ولی او چیزی نگفت تا این که شب دوم مهمانی، قرصهایی تهیه کردم و به او خوراندم.
وقتی خوابید، او را با پارچه و چسب نواری پهن خفه کردم و دست و پاهایش را با همان چسبها بستم سپس به برادر و مادرم زنگ زدم که در نزدیکی منزل من زندگی میکنند. به آنها گفتم خواهرم را کشتهام اگر نیایید، جسد او را ببرید، تکهتکهاش میکنم و بیرون میاندازم! وقتی تماس را قطع کردم خیلی زود برادر و مادر پیرم که ۸۰ سال دارد، از راه رسیدند و با کمک آنها جسد را در صندوق عقب یک پراید (مسافرکش) گذاشتیم.
من هم از قبل یک ظرف ۴ لیتری بنزین آماده کرده بودم که آن را با خودم برداشتم و بدین ترتیب جسد را به خیابان ارشاد آوردیم. با کمک مادر و برادرم جسد را در کنار فضای سبز انداختیم و من هم با ریختن بنزین، جسد را به آتش کشیدم و از محل گریختیم که چند روز بعد هم دستگیر شدم! البته در دادگاه مشخص شد برادر مقتول هم به منظور غصب اموال خواهرش در این جنایت شریک بوده است!
