بیا ادامه..
...
اولین معمای دوران غرب وحشی از شهری با یک معدن طلا، یعنی جکسونویل در ایالت اورِگِن شروع میشود. فین جی.دی. جان، مورخ اهل اورگن مینویسد، سال ۱۸۵۳ بود که برادران جیمز و هنری ویلسون با گروهی از جویندگان طلا راهی سفری اکتشافی شدند. پس از کشتهشدن یکی از مردان بهدست بومیان ویلسونها تصمیم گرفتند به تنهایی به راه خود ادامه دهند.
آنها نهایتا به درّهای محصور در صخرههای پرشیب و سنگلاخی رسیدند و در آنجا یک کلبه چوبی ساختند. هنری در همان حوالی به نهری برخورد و توانست کف آن تکههای طلا کشف کند. برادران که بیم هجوم بومیان خطرناک و فرارسیدن زمستانی سخت را میکشیدند، با حفر گودالی در کف کلبه گنج گرانبهای خود را دفن کردند و روی آن را کاملا با سنگ پوشاندند.
ویلسونها عازم شهر بودند که هدف حملهی بومیان قرار گرفتند. در پی این حادثه هنری کشته شد و جیمز که توانست جان خود را نجات دهد به کالیفرنیا گریخت؛ اما وضع جسمانی او چندان خوب نبود. جیمز کمی قبل از مرگ نامهای به پسرخالهاش تِد هارپر نوشت و ماجرا را به او توضیح داد.
پانزده سال بعد هارپر و شاعر دائمالخمری به نام سَم سیمپسون راهی منطقه شدند تا کلبهای که جیمز در نامه شرح داده بود پیدا کنند؛ ولی تنها یافتهی این دو خاکستر ویرانههای کلبه بههمراه بقایای لاشهی هنری نگونبخت بود. درست در همینجا بنا به آنچه بعدا سم ادعا کرد، هارپر به صورت تصادفی به خودش شلیک کرد و کشته شد!
سیمپسون آشفته و پریشان بدون ذرهای طلا به تنهایی به خانه بازگشت. اواخر همان سال یک گروه دیگر از جویندگان طلا برای پیداکردن معدن به آنجا آمدند. آنها هم ناکام ماندند و دست خالی برگشتند. بااینحال، سفر آنها باعث شد تا تصادفا یک گنجینهی ملی ارزشمند کشف شود. آنچه آنها یافته بودند دریاچه آتشفشانی کریتر بود که هماکنون عنوان عمیقترین دریاچهی آمریکا را یدک میکشد.
