بیا ادامه...
....
داستان عجیب و تا حدودی غمانگیز یاقوت خانم، زن سرخپوش میدان فردوسی تهران رو قدیمیها خیلی بهتر به یاد میارن. معمای این زن که یکی از معماهای حل نشده جهان محسوب میشه، به نظر خیلیها توی یه عشق قدیمی ریشه داره. داستان دربارۀ زنیه که 30 سال، هر روز با لباسهایی که همهشون رنگ قرمز داشتن، به میدان فردوسی میومد و اغلب توی ضلع شمالشرقی میدون بهتماشای رهگذرها مینشست. زن قرمزپوش معمولا نه با کسی حرف میزد و نه حتی خواستهای از کسی داشت. خیلی از مردم تهران ازش بهعنوان «نماد عشق» یاد میکنن و بعضیهای دیگه این رفتارش رو به یه شکست عشقی کهنه ربط میدن. کسبۀ اون محل که خیلی هم هواشو داشتن میگن تقریبا همیشه یه شاخه گل همراهش بود. برای همین حرفوحدیثهای مربوط به قرار عاشقانه و انتظار معشوقه با لباس قرمز کشیدن رو پررنگ میکرد. شاید باورش براتون سخت باشه ولی بعضی از دخترهای محل برای وصال به محبوبشون، نذر پارچۀ قرمز برای یاقوت میدون فردوسی تهران میکردن.
هیچوقت، حتی بعداز اینکه زن قرمزپوش توی غبار زمان [سال 1361] برای همیشه ناپدید شد، دلیل اومدن هر روزش به میدان فردوسی دقیقا معلوم نشد. هیچکسی نفهمید که این زن چرا منتظر بود و اصلا انتظار کی رو میکشید. این داستان یکی از غمانگیزترین معماهای حل نشده جهان محسوب میشه که توی قلب تهران واسۀ همیشه موندگار میمونه. یهکم قبلتر از روزهایی که زن سرخپوش ناپدید بشه، مسعود بهنود توی یه مصاحبه ازش پرسید: «میگن شما منتظر کسی هستید» اون هم توی پاسخ، بهتندی میگه: «دروغه!». توی ادامه میتونید بخشی از مصاحبۀ یاقوت با مسعود بهنود رو بشنوید.
